۱۳۸۹ آذر ۹, سه‌شنبه

باید دگر شد



 چه بودم.
چه هستم.
و‌ای آرزو،
چه خواهم شد.


پرستو در آسمان،
سبزه در دشت،
و ماهی‌ در دریا.


در کجای عالم سیر می‌‌کنم.
به امید کدامین راه نوینی،
چشم به انتظار مانده ام.


باید دگر بار،
ریشه دوانید.


باید چون نهالی سر برافراشت.
باید قلب پاکی را شست.
باید دستها را با هم پیوند داد.


باید بر روی دریا‌ها گام برداشت.
باید دستهای امید را،
بر اندام انتظار پیوند دگرباره ای زد.


اگر چه که خط برگشت ناپذیر زمان،
چون با دی عجولانه در گذر است.


باید دگر بار،
ریشه دوانید.